برای تو

محلی برای انتقال متون و فایل های آموزشی

برای تو

محلی برای انتقال متون و فایل های آموزشی

برای تو
همه ما نیاز به دانستن بیشتر داریم.
مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع رسانی و نشر دانش می باشد و ممکن است نویسنده وبلاگ با تمامی مطالب موافق نباشد مثل هر یک از شما خواننده عزیز.
هر گونه کپی برداری آزاد است و استفاده از مطالب به عهده خود فرد می باشد.

چهار سخن تکان دهنده!

جمعه, ۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۲۰ ب.ظ

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد .

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفت . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا آورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن. گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۰۸

نظرات  (۲)

۱۱ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۳۷ محمد آذرکار
زیبا بود ، البته مورد چهارم کاملا سلیقه ای بود ، به سلیقه بعضی حرف کاملا درستیه(دید روشن فکری) اما ... بگذریم.
ممنون
پاسخ:
در مورد چهارمی باهاتون موافقم.
۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۷ علی رحمانی پور
عــــالی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی