برای تو

محلی برای انتقال متون و فایل های آموزشی

برای تو

محلی برای انتقال متون و فایل های آموزشی

برای تو
همه ما نیاز به دانستن بیشتر داریم.
مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع رسانی و نشر دانش می باشد و ممکن است نویسنده وبلاگ با تمامی مطالب موافق نباشد مثل هر یک از شما خواننده عزیز.
هر گونه کپی برداری آزاد است و استفاده از مطالب به عهده خود فرد می باشد.

داستان صاحب دو باغ و مرد خداپرست

چهارشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۵۸ ب.ظ
در زمان های پیشین دو مرد در یک آبادی زندگی می کردند. یکی کافر و دیگری مومن، یکی مغرور و دیگری فروتن، یکی ثروتمند و دیگری فقیر، یکی ناسپاس و دیگری سپاسگزار.خداوند به مرد کافر مال فراوان داده بود. دو باغ داشت که پر بودند از درختان خرما، انگور و میوه های دیگر و در بین آن دو باغ نهری جریان داشت. باوجود این همه نعمت، ناسپاسی می کرد و زندگی بعد از مرگ را قبول نداشت.
مرد مومن اما فقیر و تنگدست بود و باوجود فقری که داشت همیشه شکرگزار بود و خدا را عبادت می کرد و به زندگی بعد از مرگ ایمان داشت.
مرد کافر همیشه مومن را به مسخره می گرفت و می گفت: من از تو بهترم، مال و ثروتم فراوان تر و فرزندان و طایفه ام بیشتر. در حالی که وارد باغش می شد گفت: این باغ ها همیشه مال من هستند و اصلا نابود نمی شوند، قیامتی نیست و اگر باشد آنجا وضعم بهتر از این خواهد شد. آن مرد خداپرست گفت: آیا خداوندی را که تو را از خاک سپس از قطره ای منی آفرید و به مردی قوی هیکل تبدیل کرد قبول نداری؟ به چنین خدایی کافر شدی؟ اما من می گویم: او پروردگارم است و احدی دیگر را با وی شریک قرار نمی دهم. وقتی وارد باغت شدی چرا نگفتی: ماشاءَ اللهُ لا قُوّةَ ٳِلّا بِاللهِ. (هر چه خدا بخواهد می شود و هیچ کس قوت انجام کاری را جز به توفیق الله ندارد) به وضع کنونی ام نگاه نکن که فقیر و درمانده ام، خدا را چه دیدی؟ چه بسا خداوند به من بهتر از باغ های تو عطا کند و بر باغ تو عذابی آتشین بفرستد تا آن را مثل کف دست صاف کند یا اینکه آبش را خشک بگرداند و نتوانی دوباره آبش بدهی.
مرد کافر روز بعد که به باغش رفت تعجب کرد، باغش ویران شده بود و او مانده بود با کلی حسرت، دو دستش را به هم می مالید و می گفت: کاش کسی را با خدا شریک قرار نمی دادم، اما مددکاری نداشت، مالش به دادش نرسید و قبیله و خانواده اش نتوانستند از او دفاع کنند.
این حکایت در سوره کهف آمده است.
درس هایی از این داستان
1. مال و سرمایه نعمت خداوند متعال هستند، باید شکر آنها بجا آورده شود
۲. بزرگترین شکر نعمت، ایمان به الله و آخرت است.
۳. مال، غرور آفرین است.
۴. اندیشیدن انسان در آفرینش خود، غرور شکن است.
۵. تمام مال و منال دنیا فنا و نابود شدنی است.
۶. در وقت دیدن نعمت‌های الهی به‌ویژه نعمت هایی که امکان دارد به غرور بینجامد، باید متوجه الله شد و چنین گفت: ماشاءالله لاقوة ٳلا بالله.
۷. کفران نعمت و غرور به پیشگاه الله متعال، سبب زوال نعمت در دنیا می‌شود.
۸. مطمئن ترین بیمه در برابر حوادث و آفات دنیا، الله متعال است، پس باید پیش از وقوع حوادث، خود را در بیمه الله قرار داد و در هر حال به ذات اقدس او پناه برد.
۹. مال و منالی که در دست دیگران است، نباید به آن حسرت خورد، چه بسا آزمایشی برای او هست، خداوند می‌خواهد آزمایش اش کند.
۱۰. گاهی خداوند به وسیله فقر بنده اش را آزمایش می کند، در حالت فقر هم باید شکرگزار بود.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۰۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی