برای تو

محلی برای انتقال متون و فایل های آموزشی

برای تو

محلی برای انتقال متون و فایل های آموزشی

برای تو
همه ما نیاز به دانستن بیشتر داریم.
مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع رسانی و نشر دانش می باشد و ممکن است نویسنده وبلاگ با تمامی مطالب موافق نباشد مثل هر یک از شما خواننده عزیز.
هر گونه کپی برداری آزاد است و استفاده از مطالب به عهده خود فرد می باشد.

اصلاح و تغییر نیاز به تایید طلبی

جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۱۷ ق.ظ

 قسمتی از یک جلسه درمان

درمانگر: چه چیز باعث شده که در محل کار خود احساس خوبی نداشته باشید؟

بیمار: وقتی که صبح زود به اداره میروم، همکارم لیزا، با من برخورد سردی دارد. او خیلی سرسری و با اکراه جواب سلام من را میدهد.

درمانگر: جواب سربالای او باعث می شود چه افکاری به ذهنتان متبادر شود؟

بیمار: ناراحت میشوم.

درمانگر: ناراحتی یک احساس یا هیجان است که به دنبال یک فکر زیربنایی بوجود می آید. لطفا این جمله را تکمیل کنید: "احساس میکنم ناراحتم چون فکر میکنم..."

بیمار: او مرا دوست ندارد.

درمانگر: فرض کنیم این فکر درست باشد، چه معنایی برای شما دارد؟

بیمار: فکر میکنم کارم را خوب انجام نداده ام.

درمانگر: بنابراین وقتی فکر میکنید کسی شما را دوست ندارد، به این نتیجه میرسید که احتمالا کارتان را بد انجام داده اید و بعد واقعا ناراحت میشوید (افکار چگونه احساسات را بوجود می آورند).

بیمار: بله

درمانگر: وقتی فکر میکنید کارتان را خوب انجام نداده اید، چه افکار دیگری به ذهنتان خطور میکند؟

بیمار: فکر میکنم لیزا و کارول به رئیسم گفته اند که من کارم را خوب انجام نمیدهم.

درمانگر: شما فکر میکنید "اگر دیگران شما را دوست نداشته باشند، پس حتما پشت سرتان حرف میزنند؟"

بیمار: درسته. رئیسم از دست من عصبانی می شود. و بعدش- نمیدانم- شاید کارم را از دست بدهم.

درمانگر: به نظر میرسد در دام این افکار و احساسات ناخوشایند گیر افتاده اید. وقتی فکر میکنید لیزا و کارول شما را دوست ندارند، آیا این نتیجه گیری باعث میشود که در اداره به شکل متفاوتی رفتار کنید؟ (بررسی نوسانهای رفتار در موقعیت های مختلف)

بیمار: سعی میکنم تنها باشم و با دیگران ارتباطی نداشته باشم. پس از ورود به اداره، به اتاق خودم میروم و درب آن را میبندم. تنها کسی که تا حدودی با او حرف میزنم، دیویس است.

درمانگر: پس زیاد با لیزا و کارول ارتباط ندارید و به نوعی از آنها دوری میگزینید. فکر میکنید آنها درباره شما چه نظری دارند؟

بیمار: هیچوقت به این موضوع فکر نکرده ام. آنها اصلا مرا دوست ندارند....

درمانگر: شما فکر میکنید انها کارتان را جدی نمیگیرند؟ آیا اختمال دارد آنها به این فکر کنند که رفتار شما دوستانه نیست؟ یا به این فکر کنند که شما دیویس را به آنها ترجیح میدهید؟ آیا ممکن است آنها احساس کنند که از طرف شما طرد شده اند؟ (بررسی شواهد).

بیمار: هیچوقت این احتمالات را در نظر نگرفته بودم. همیشه فکر میکردم آنها مرا دوست ندارند.

تکنیک های شناخت درمانی(راهنمای کاربردی برای متخصصین بالینی). رابرت لی هی. ترجمه: حسن حمید پور، زهرا اندوز. انتشارات ارجمند (١٣٨٨).

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۵

نظرات  (۱)

أ چه درمانگیری دمش گرم کجا میشه پیداش کرد ما بریم خیلی خوب بود یعنی عالی بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی